بگذارید درباره ی ضرورت فمینیسم چه می توانیم بگوییم .
چه کسی این ضرورت را می سازد .
ضرورت این گزاره که مثلن " ضرورت زن با ضرورت مرد فرق می کند ".
این گزاره از کجا پیدایش شده است . بار گرفته است . آیا فبل اینکه "زن" به این گزاره برسد معنایی نداشته است . یا زنی در بازه ی ضرورت قیاسی آنرا بیان کرده باشد .
داریم دور می رویم .
امروزه این ضرورت است که باید جهان مردانه – خدای مردانه ، اخلاق مردانه ، زندگی مردانه ، تفکر مردانه و ... – به فضای زن نیز وقع بنهد .
آیا عقل مردانه معنی می دهد ؟
ضرورت مردانه .
آیا ما با "در وجود" کیف کننده ی دیگری مواجهیم ؟ و ضرورتی دیگرگون .
این مسئله شاید به متافیزیک ما خللی وارد نکند چون ما تعقل را شرط کیف نمی دانیم و اینکه همه ی دروجود ها نسبت به کیف متافیزیک یکسانند . چون ربطی بهم ندارند .
اما اگر مبحث تعقل باشد این مبحث دچار چالش است . با دیدن تمام توجیهاتی که شده است باز چارت و دستگاه فرو می پاشد به نوعی دوآلیسم .
این گزاره ها را ببینید
اخلاق مردانه به اصول متوسل می شوند اخلاق زنانه به جزییات و مفردات .
هم جنس گرایی زنان تفوق مردان را تحدید می کند
تعقل یا استدلال اخلاقی زنان و مردان متفاوت است .
عقل زنان – حفظ آبرو- برای محکم کردن زنجیر سرکوب ایشان بکار می رود نه گسستن این زنجیر ها.
(از کتاب مبانی فلسفه ی اخلاق – هولمز – انتشارات ققنوس )
بیایید دقیقن به این حرفها بیاندیشیم . شاید نوعی ترس از آگاهی زنان و تاثیر آن بر روابط مرد بر زن این افکار را مهم کند .
اما اینها در مبحث ضرورت بی معنی اند .
چه ضرورتی فمینیسم را بر ساخته است که به اندیشه بیاید .
آیا اندیشه فمینیسم را ساخته است /
آیا اندیشه ضرورت را می سازد .
یا فرهنگ یا جامعه یا ترس...
خیر .
ضرورت بر ساخته نیست . ما ضرورت را در می یابیم . از زمان مبراست .
اراده ضرورت است مثل علت تامه و معلول و ربطی به اندیشه ندارد . اما می شود انرا به تجرد عقل اندیشید اما این لزومن آن باشد نیست . زیرا ذهن به ضرورتِ وجودی محیط نیست . ما ساحتهای متافیک بر ما را نمی دانیم ما ساحتهای فیزیک ذهنی را نیز بر خودمان نمی دانیم ناخواسته ایم تا هنگامی به اراده ضروری شود .
در وجود چه ؟
در این پیشگفتار برخلاف رویه ی پیشین زیاد توضیح غیر محصلی داده ایم و زیاد پرت شده ایم .
اما اینگونه نیست که ما با توضیح و فهم فمنیسم ضرورت فمینیسم را در ساحت در وجودئ خودمان بیابیم .
نه این چیز واضحی ایست که ما با کیفش به اراده و ضرورت پی می بریم .
هیچ در وجودی با فهم ضرورت اراده ی متخلق آن ضرورت را نمی یابد .
آیا کیف به محیط بسته است .
آیا کیف به حرکت اندیشه بسته است .
ببینید بحث را با ارزش خلط نکنید .
ما نمی گوییم فهم فمینسم ارزشی است یا چه .
ما داریم بحث ضرورت و اراده را پیش می کشیم درون موضوعی تازه چارت بسته شده و" نو حرف" تا تارهای نامریی این دو مسئله ی فلسفی را بهتر بفهمیم .
ورنه این مباحث فیزیک ذهنی هیچ باری در متافیزیک ندارند .
به تطابق افتادیم برای لیزی مبحث اراده و ضرورت .
در پیشگفتار بعد از علی السویگی زمان در متافیزیک می گوییم و مغالطات چند دستگاهی در زمان و و مغالطه ی نسبیت زمان .